مرتضى راوندى

452

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شمش درمىآوردند و قسمت ناچيزى از آن را سكه مىزدند و آن سكه‌ها را براى خريد سربازان يا سياستمداران بيگانه ، مصرف مىكردند . به اين ترتيب ، چون مالياتهاى سنگين را از زروسيم مىگرفتند ، عدهء زيادى از ملكداران كه قادر به پرداخت باج نبودند ، ناچار براى تهيهء سيم‌وزر ، املاك خود را نزد وام‌دهندگان نابكار به گروگان مىدادند . ادامهء اين سياست ظالمانه از طرف سلاطين و زمامداران حكومت هخامنشى ، موجب پيدا شدن تورم و بالا رفتن قيمتها و فلاكت و بيچارگى مردم زيردست گرديد . « 1 » اسكندر پس از آنكه به آن خزاين بيكران دست يافت ، شمشهاى طلا را كه به صورت سرمايهء مرده و راكد خفته بود به كار انداخت . انتشار فراوان سكه‌هاى طلا در آتن و يونان نيز عوارض نامطلوبى ببار آورد . ولى در هرحال ، يونانيان كه مردمى بازرگان بودند ، از طلا براى تجارتهاى خود در شرق نزديك ، استفاده مىكردند . امكان تحصيل و جمع‌آورى ثروت به شكل پول طلا و نقره ، موجب تشديد اختلاف طبقاتى گرديد . علاوه بر اين ، با عموميت يافتن و رواج پول ، صرافانى پيدا شدند كه پولهاى يك كشور يا يك شهر را كه نمايندهء مقادير مختلفى از فلزات قيمتى بود ، معاوضه مىكردند . اين صرافان كه گردش كالاها را تسريع مىكردند بانكدار شدند و فعاليتشان رو به فزونى گذاشت . مسلما از تجار سپردهء پولى مىپذيرفتند و براى مشتريان خود حساب جارى باز مىكردند ، و براتها و حواله‌هاى شهرها را مىپرداختند و پول به نزول مىدادند . اينها ، فعاليتهاى تا حدى تكامل يافتهء سرمايهء تجارتى است ، در عصرى كه عملا سرمايهء صنعتى هنوز وجود ندارد و جامعهء سرمايه‌دارى نيست . « 2 » سير مبادله در شرق چنان كه گفتيم ، در ايران از ديرباز ، مبادلهء كالا با كالا در دهات و شهركها معمول بود و آثار آن ، هم‌اكنون در جمعه‌بازارها و دوشنبه بازارها به چشم مىخورد . شايد هنوز در دهكده‌هاى دوردست ايران ، خانواده‌هايى باشند كه احتياجات خود را با فعاليتهاى محدود و مخصوص خود مرتفع مىسازند ؛ مثلا نانشان از گندم يا جوى است كه خودشان كاشته‌اند ، و لباسشان از پارچهء زمخت و خشنى است كه خانواده در شبهاى بلند زمستان ، با پنبه و پشمى كه خود حاصل نموده بافته است . اين قبيل خانواده‌ها اگر بخواهند كلبه‌اى براى خود بنا كنند ، بكمك چهارپايان ، سنگ و خاك و تير و كاهى كه لازم است به محل موردنظر ، حمل مىكنند ، سپس با كار و كمك يكديگر ، بنا را در چند هفته به پايان مىرسانند . اما منظرهء زندگى در شهرهاى بزرگ جديد ، به كلى با آنچه گفتيم متفاوت است . در اين شهرها كسى نيست كه خود ، بدون كمك ديگران ، ما يحتاج خود را آماده كند ؛ خانه بسازد يا لباس تابستانى و زمستانى خود را شخصا ببافد و بدوزد ، و براى خوراك خود ، كليهء مواد غذايى را توليد كند . صدها هزار نفر از مردم در شهرهاى بزرگ زندگى مىكنند و هركس داراى كاروپيشهء مخصوصى است ، كه در حقيقت همه آنها با يكديگر مربوطند و براى هم كار

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين . ص 406 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 407 .